الفيض الكاشاني
230
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
فرو رفته زياده روى كرده و مصداق تطغوا في الميزان است . مقتضاى عدالت آن است كه وزن و اندازهگيرى او از زياد و كمى خالى و هر دو كفّهء ترازو برابر باشد . بنابر اين فضيلتهايى كه به نفس اختصاص دارد و موجب قرب به خداست چهار چيز است : علم مكاشفه ، علم معامله ، عفّت و عدالت . فضيلتهاى مذكور غالبا با نوع دوّم كه عبارت از مزيّتهاى بدنى است كامل مىشود و اين مزيّتها چهار چيز است : صحّت ، قوّت ، جمال و طول عمر . اينها فراهم نمىشود مگر با نوع سوّم كه عبارت از وسايلى است كه از حدّ تن خارج و محيط بر آن است و آنها نيز چهار چيزند : مال ، مقام ، كسان و كرامت عشيره ، از اين اسباب خارجى و بدنى نيز تنها با وجود نوع چهارم مىتواند سود برد ، و نوع چهارم عبارت از وسايلى است كه ميان اسباب خارج از نفس و آنچه مناسب فضيلتهاى نفسانى است جمع مىكند و آنها نيز چهار چيزند : هدايت خداوند ، خردمندى ، درستى گفتار و رفتار ، تأييد الهى . بنابر اين مجموع آنها شانزده نعمت است ، زيرا ما نعمتى را كه جامع نعمتهاست به چهار قسم تقسيم و هر يك از آنها را نيز چهار بخش كرديم و چنان كه گفتيم در اين مجموعه برخى به برخى ديگر نياز دارند . اين نياز يا ضرورى است و يا سودمند . نياز ضرورى مانند نياز سعادت آخرت به ايمان و حسن خلق ، چه قطعى است كه راهى براى رسيدن به سعادت آخرت جز به وسيلهء اين دو وجود ندارد . وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى « 10 » و هيچ كس در آخرت داراى چيزى نيست مگر آن كه از دنيا توشهاى برگرفته باشد . همچنين نياز فضايل نفسانى براى كسب علوم و تهذيب اخلاق به صحّت بدن ضرورى است . امّا نياز سودمند كلّا از قبيل نياز نعمتهاى نفسانى و بدنى به نعمتهاى خارجى است مانند مال ، عزّت ، زن و فرزند ، چه اگر اينها وجود نداشته باشد بسا به برخى از نعمتهاى درونى زيان وارد شود . اگر بگويى : سبب نياز راه آخرت به نعمتهاى خارجى از مال ، زن و فرزند ، مقام و عشيره چيست ؟ پاسخ اين است كه بدانى اين اسباب به منزلهء بالهايى است كه انسان را به مقصود مىرساند و وسايلى است كه راه را براى او آسان مىگرداند . امّا مال اگر جويندهء علم و كمال فقير و نادار باشد و كفاف خود را نداشته باشد مانند
--> ( 10 ) نجم / 39 : و اين كه براى انسان بهرهاى جز سعى و كوشش او نيست .